میخواستم از آرایش‌گاه رفتن بگویم. همیشه مادرم از پدرم گله داشت. که چرا وقتی می رود آرایش‌گاه و بر میگردد پدرم متوجه نمی شود . که رنگ موهایش تغییر کرده یا نه. روشن تر شده یا همان قبلی خوب است. ابروهایش حالا که نازک تر شده اند آیا بهتر شده یا نه ؟ این که پدر باید بفهمد لیزر موهای چانه اش جواب داده یا نه. خوب برای ما کمی خنده دار بود و میگذاشتیم به حسابِ گرفتاری های زیادِ پدر. ولی تهِ دلم میگفت پدر باید متوجه می شد. باید حتی همان موقع هم که دیگر دیر شده بود و حرف زدن درباره ی مو و ابرو دیگر دل مادر را شاد نمی کرد باز یک جوری سر صحبت را باز میکرد و به شوخی میگفت متوجه شدم. فقط میخواستم در موقعیت بهتری دررابطه اش صحبت کنیم. اصلن پدر باید هر چند روز یک بار دست مادر را می گرفت و خودش او را می برد آرایشگاه و به خانوم آرایشگر می گفت این خانوم ما تحویلِ شما. خوشگل ترش کن. سرخاب سفیدآبش را یادت نرود. یا اصلن مادر را می نشاند روبرویش. می گفت ببین عزیزم، ابروهایت زیباست. ولی من دوست دارم این شکلی باشد. دستش را بالا بیاورد و روی ابروهایش بکشد و بعدش پیشانی اش را بوس کند. زن ها خیلی حساس ند. به مو ها و ابروهایشان. به رنگِ رژ و مدادِ چشم شان. این را تازگی ها متوجه شدم. هر وقت مادر کمی دلخور می شد و ما هم میخندیدیم همیشه بعدش این فکر اذیتم میکرد که نکند روزی همسر من هم ... دوست دارم خودش پیشنهاد دهد که کی برویم آرایشگاه. زن که باشی گاهی دلت همین ها را میخواهد. که شانه بگیرد دستش و هر روز صبح با شانه کردن موهایت بیدارت کند. زن که باشی دوست داری مَردت عاشق موهایت باشد. موهای بلندت و هر روز قربان صدقه شان برود. صافشان کند و بگوید ببین، این ماه موهایت تا اینجای کمرت آمده اند. و هر دو بزنیم زیر خنده و خودم را در آغوشش جا کنم. که بگوید آن بار که از فرق باز کردی چه جالب بود. ولی من میداند من موهایم باید کج باشند. روی صورتم. زن که باشی دوست داری قبل از همه، مَردت بفهمد که آرایشگاه بودی و تند تند بگوید که آیا این بار ابروهایم را خراب کرده یا نه، کارش را خوب انجام داده خانومِ آرایشگر. خلاصه ، زن که باشی خیلی روحیه ات حساس می شود. یک بار که نگوید یا متوجه نشود برای بار دوم هیچ وقت به دلت نمی نشیند ...

+ عکس از یک سالن گریم بسیار قدیمی

+تبریک به گلابتون بانو یادتان نرود. مادر شدنشان را. خیلی خوشحال شدم

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱٤ساعت ٤:٠٩ ‎ب.ظ توسط مهربان بانو نظرات ()

آهای دنیا : تو و تمامی ضمیرهایت دیگر به کارم نمی آئید… من نقطه های جای خالی ام را میخواهم