من عصبانی ام. من نه حاج کاظم آژانس شیشه ای را دیدم نه خیلی دیگر از قهرمان هایی که پدرشان آقا ابراهیم بوده است را. من فقط حسن گلاب را به خاطر دارم که هنوز هم بعضی وقت ها دلم میخواهد بنشینم پای بعضی از سکانس هایش. حتی به خاطر دارم یک بار در نمایشگاه کتاب یک پوستر بزرگی دیدم که انگلیسی بزرگ رویش نوشته بود "Che " و پایینش هم عکس چه گوآرا بود. بعد آمدم خانه و به آقای خاصم گفتم "چ" مثل چه گوآرا ! او هم گفت نه. "چ" مثل چمران ! گذشت تا اسم فیلم جدید آقا ابراهیم را شنیدم ... ما امروز رفتیم فیلم "چ" آقا ابراهیم را دیدیم. من ناخودآگاه عاشقِ آن صدای هلی کوپترِ اولِ فیلم شدم. من عاشقِ بازی و حس هانا (مریلازارعی) شدم. عاشقِ سیروانی که زخمی بود ولی دوباره با بچه ها رفت تپه سپاه و آخر هم دوباره زخمی برگشت. عاشقِ آن پسری که سرش را بال های هلی کوپتر زد... هلی کوپتری که پر از مجروح بود و دشمن نشانه اش گرفته بود.هلی کوپتری که شوهر هانا، سیروان هم داخل آن بود. من حتی از تمامِ موسیقی های فیلم لذت بردم. باز هم از آن صدای هلی‌کوپتر... صدای فغانِ زنی که شوهرش را از دست داده. صدای تیر و ترکش و ... خلاصه بگویم، وسط فیلم فکر کردم که باید به آقا ابراهیم بگوییم "بابا". همان جا که اشک در چشمانم حلقه زد. همان جا که صدای هلی‌کوپتر..."چ" اصلن فیلم شلخته ای نیست. "چ" اصلن فیلم خوبی ست. مهم این که سر و ته دارد. "چ" مردی ست که همآنقدر که هوای هانا و بچه اش را دارد، هوای اسیرش را هم دارد.

ولی من عصبانی ام. چرا آقا ابراهیم "چ" یا همان شهید "چمران" خودمان را اینقدر بد آفریده بود ؟ بد که نه. کمی ضعیف. یک "چ" که همیشه کت و شلوار به تن دارد و یک بار هم در یک سکانس اسلحه به دست می گیرد و رفیق دکترش را که می تواند گروگان بگیرد تا دستور حمله ندهد را رها می کند ؟ درست است که آقاابراهیم میگوید "روزی چمران برای من چمران شد، از لحظه ای برایم زنده شد، که دیدم چمران مرد صلح است، اما نه به هر قیمت" اما صلح تا به کجا ؟ تا جایی که دشمن همه را سلاخی کند ؟

+من یک منتقد نیستم. ابداً . اصلن هم دوست ندارم روزی یک منتقد شوم. فقط فیلم هایی که دوستشان دارم را برای خودم حلاجی میکنم

+ اگر حسن گلاب را ندیده اید، حتمن ببینید

+همان صدای هلی‌کوپترِ اول فیلم !

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/۱٦ساعت ۱٠:۳٦ ‎ب.ظ توسط مهربان بانو نظرات ()

آهای دنیا : تو و تمامی ضمیرهایت دیگر به کارم نمی آئید… من نقطه های جای خالی ام را میخواهم