چرا باید در یک اداره ی دولتی بین آن همه مرد یک همکار خانومِ ایکسی باشد که بعده ها خبرش برسد همان خانوم ایکس با یکی از آقایان ارتباط دارد و بد تر از آن اینکه آنقدر این روابط برایشان عادی شود که وقتی به رویشان میزنی تازه طلب کار هم باشند ؟ چرا همان آقای ایگرگ که متاهل است و زن و بچه دار ، باید اجازه بدهد سر و کله ی همچین خانومی ! در زندگی اش پیدا شود ؟ چند روز پیش صدای رابطه ی این خانوم ایکس و همان آقای ایگرگ به گوشم رسیده بود. گفتم نه. از آقای ایگرگ بعید است این کار ها. آخر خیلی مرد خوبی ست . از آن ها که خیلی دیگر زیادی ساده اند. حتی همین یکی دو بار آخر هم که دیدمش باز باورم نمی شد که این حرف ها صحت داشته باشند. اما مثل اینکه امروز مدیر همان اداره عُذرِ خانوم ایکس و آقای ایگرگ را می خواهد. کلی سرشان داد می زند که چرا باید همچین خزعبلاتی را درباره ی آن ها شنیده باشد ؟ تازه خانوم ایکس هم میگوید من به خاطر این حرف ها از شما نمی گذرم ! منی که شاید سه چاهار بار بیشتر با خانوم ایکس برخورد نداشتم متاسفانه حرکات زننده ای از ایشان دیده بودم. اما جالب بود که خودشان انکار می کردند ...خانومِ ایکس کمی قدش کوتاه است. هر وقت او را دیدم پاهایم درد گرفته ! چون از این کفش های پاشنه بلندی می پوشد که دیگر خودش هم نمی تواند خیلی راحت راه برود. خانوم ایکس سر کار چادر هم می پوشد. چادرش از آنجایی شروع می شود که مقنعه اش عقب رفته و یادش نمی رود که باید حتمن قبل از چادر چند تارِ مویش بیرون باشد. بعد مثل قدیمی ها چادرش را می پیچد دور کمرش و هر گوشه اش را محکم زیر بغلش نگه می دارد. همیشه هم سرخاب سفیدآبش به راه است. از آن غلیظ ها...

من از این نوع خانوم های ایکس بدم می آید. یعنی یک جور خاصی متنفرم. که با قصد و قرض وارد زندگی دیگران می شوند. می دانند آن مرد زن و بچه دارد و دست از سر گندکاری هایش بر نمی دارند. همه چیز برایشان عادی شده. حتی چادر پوشیدنشان هم با قصد و غرض است، لعنتی ها. کاش همین یک آقای ایگرگ بود. هر روز می خواهند یک آقای ایگرگ را به بازی بگیرند. شما را به هر کس دوست دارید از این روابط متنفر باشید

نوشته شده در ۱۳٩٢/۱۱/٢۸ساعت ۱:۳۱ ‎ق.ظ توسط مهربان بانو نظرات ()

آهای دنیا : تو و تمامی ضمیرهایت دیگر به کارم نمی آئید… من نقطه های جای خالی ام را میخواهم