اشکال از من نیست. اشکال از رشته ام بود که نمیدانم چطور از زندگی من سر در آورد. میگویند در فـیـزیـک نیازی نیست به دنبال دردسر بگردی. دردسر به دنبالت می آید ! و طبیعت پر است از دردسر .این را یکی از همان هایی که چند سال پیش جایزه ی نوبل را به چنگ خودش در آورده گفته و من خواندمش و دیدم  چه حق میگوید این جناب . بگذریم . سر حرفم این طبیعتِ ناشیِ اطرافِ خودم هست که ثانیه به ثانیه دردسر بالا می آورد . و ناچارم یا به فرار. یا به ماندن و دست و پا زدن در این طبیعتِ  درد سر ساز.

" خدا با جهان تاس بازی نمی کند " !  "خدا با جهان تاس بازی میکند " !

خدا نه تنها تاس بازی میکند که گاهی اوقات تاسِ زندگی ام را جایی می اندازد که دیگر نمیتوانم آن را پیدا کنم. یعنی چرا. میدانم کجا می اندازد تاسم را. میدانم در کدام  گوشه ی دنیا باید دنبالش بگردم  و بردارم  تاسم را .در گوشه ای قایمش کنم تا دست احدی به آن نرسد. تا سالم تحویل دنـیـایـم بدهم. آخر دنیا داریم تا دنیا. حتی تاس بازی داریم تا تاس بازی. گاهی میبینی یکی میشود همه ی دنیایت. گاهی میبینی همه ی دنیا نمیشود آن کسی که میخواهی باشد. گاهی تاس بازی ها بلایی سرت می آورد مثلِ بلای این روزها. که درد سر بالا می آرود برایت. که حالَت از این رو به آن رو میشود . یعنی حالَت را از این رو به آن رو میکنند ! گاهی میبینی یکی تاس بازی میکند تا دنیایت را مرتب روی هم بچیند. دستت را بگیرد و نجاتت دهد از آن طبیعتِ ... !

جوابِ اینکه چرا طبیعتِ اطرافم ( آن قسمتِ بَدَش ! ) اینگونه رفتار میکند را فیزیک هم  پاسخگو نیست. یعنی کارش از فیزیک هم گذشته. آنقدر بالا آورده که حالا حالا ها باید درستش کنم. "عالم وسیع تر از آن است که علم به ما نشان میدهد. "ساده بگویم. " میگذرد..." یعنی بایدبا عالم متواضع برخورد کنیم. گویی چیزی نمیدانیم تا خودش سرش به سنگ بخورد و بفهمد که روزگار همینطور نمیماند ! من میگویم این حتی خلافِ دین است که بخواهم جوابِ سوالاتم را از فیزیک بگیرم.

میگویند زمان به شکل گلابی ست ! من میگویم زمان به شکل عجیبی به شکل سیب است.  سیبِ گاز زده ای که طول میکشد به دستِ صاحبش برسد و این طول کشیدن میشود همان زمان...

مشکلِ طبیعتِ من این است که نمیدانند "چیزی غیری از آن چیزی که میدانند، وجود دارد "  حتی نمیدانند سیب چ شکلِ زیبایی دارد. مخصوصا اگر گاز زده باشد. باید دستِ فیزیک را بگیرم، بنشانمش پیش خودم. که خدایی نکرده آن هم درگیرِ طبیعتِ اطرافم نشود . فیزیکِ دنیای من خیلی زیبا تر از آن چیزی ست که فکرش را میکنید ...

+ راستی آقای خاصم ... نفَست باران است. دل من تشنه ی باریدن ابر...

نوشته شده در ۱۳٩٢/۳/٢۱ساعت ۱۱:٢۳ ‎ق.ظ توسط مهربان بانو نظرات ()

آهای دنیا : تو و تمامی ضمیرهایت دیگر به کارم نمی آئید… من نقطه های جای خالی ام را میخواهم